close
متخصص ارتودنسی
عاشقانه ها

❤❤ True Love Stories Never Have Endings ❤❤

این جـــا برای از تو نوشتن هـوا کم اسـت::: دنیـــــا برای از تو نوشتـــــن مرا کم است


منو با خودت ببر ای تو تکيه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی که هست تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه من

چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن

چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی مي شد شعر سفر بيت آخری نداشت

عمر کوج من و تو دم واپسين نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه

لحظه مردن من لحظهء رسيدنه

منو با خودت ببر اي تو تکيه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی که هست تو بخوای من قانعم



بازدید : 34
تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392 زمان : 17:30 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

                

پنجره را شکستم تا تورا بیابم
آسمان را خراشیدم تا تورا بیابم

اما حیف که نبودی
زمین را تراشیدم تا تورا بیابم
سنگ ها را درنوردیدم تا تورا بیابم
اما حیف که نبودی
دریا را خشکیدم تا تو را بیابم
از ماهی ها پرسیدم تا تو را بیابم
اما حیف که نبودی
قلب ها را شکستم عاشقان را دزدیدم
گریه ها را بوسیدم خنده ها را رنجیدم
اما حیف …



بازدید : 29
تاریخ : شنبه 13 مهر 1392 زمان : 19:57 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()



بازدید : 27
تاریخ : جمعه 12 مهر 1392 زمان : 17:9 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()



بازدید : 25
تاریخ : پنجشنبه 11 مهر 1392 زمان : 12:15 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

                    

 



بازدید : 28
تاریخ : سه شنبه 09 مهر 1392 زمان : 19:7 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

سرمایه ایستــــ داشتن آدمهایی که حالتــــ رابپرسند ؛ از آن بهتر داشتنِ آدمهایی است که : بتوانی در جواب احوالپرسی هایشان بگویی : خوبـــــ نیستـــــم



بازدید : 34
تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392 زمان : 16:46 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

                             

پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید چند تا دوست داری؟
گفتم چرا بگم ده یا بیست تا…
جواب دادم فقط چند تایی

پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد
گفت :
تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری
ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن
خیلی چیزها هست که تو نمی دونی
دوست، فقط اون کسی نیست که توبهش سلام می کنی
دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد
درست وقتی دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون ناامیدی و تاریکی بکشند
دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو رو رها کنه
صدائی است که نام تو رو زنده نگه می داره حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند
اما بیشتر از همه دوست یک قلب است. یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها
جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید

پس
به آنچه می گویم خوب فکر کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است
فرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟

سپس مرا نگریست و درانتظار پاسخ من ایستاد

با مهربانی گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستی
بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تو می سپارد و وقتی که تنها هستی تو را همراهی می کند و در غمها تو را دلگرم می کند .
کسی که اعتمادی راکه به دنبالش هستی به تو می بخشد .
وقتی مشکلی داری آن راحل می کند و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به توگوش می سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد، غیرقابل تصوراست.



بازدید : 32
تاریخ : جمعه 05 مهر 1392 زمان : 15:18 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

این روزها بغض دارم! گریه دارم!

تــــــــا دلت بخواهـــــــد… آه دارم…!

ولی بازیگرخوبی شده ام…

می خنــــــــدم



بازدید : 28
تاریخ : سه شنبه 02 مهر 1392 زمان : 17:1 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم



بازدید : 42
تاریخ : دوشنبه 01 مهر 1392 زمان : 17:16 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

گوشه گوشه این دل خراب

سرشار از عطر نگاه توست عزیز دل...



بازدید : 38
تاریخ : پنجشنبه 28 شهريور 1392 زمان : 12:43 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

هر کـسی رو می تـونستـم دوست داشتـه بـاشم

اگـر

دوست داشتـن "تــــــــــو" رو تجربه نکرده بودم...



بازدید : 34
تاریخ : چهارشنبه 27 شهريور 1392 زمان : 10:7 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

آدم وقتی یه حس تکرار نشدنی

رو با یکی تجربه میکنه

دیگه اون حس رو با کسی دیگه ای نمیتونه تجربه کنه

بعضی حس ها خاص و ناب هستند

مثل......

بعضی آدما...

 



بازدید : 42
تاریخ : چهارشنبه 27 شهريور 1392 زمان : 9:44 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()


تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گل


برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.
بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بینم میان گذشته و امروز.
از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.

تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می‌دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
تو می‌پنداری که شکی، حال آنکه به جز دلیلی نیستی
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.

اثر پل الوار و ترجمه احمد شاملو

 



بازدید : 38
تاریخ : دوشنبه 25 شهريور 1392 زمان : 22:47 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()

باهام خدافظی نکرد.بدون خدافظی رفت،بی خبر رفت،بی صدا رفت،رفت تا فراموش بشه،رفت تا از یاد بره،رفت چون فکر میکرد لیاقتمو نداره،رفت اما جای قدمهاش رو قلبمه،رفت اما نگاهشو جا گذاشت،رفت اما هواشو جا گذاشت...اون که خودش دلش شکسته بود،پس معنی دلشکستنو،دلتنگیو،اشکو،لحظه های تنهاییو...



{ادامه مطلب...} بازدید : 41
تاریخ : چهارشنبه 20 شهريور 1392 زمان : 12:54 | نویسنده : Admin | نظرات ()


 

   وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

 

یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم . آخه من اینجا خیلی تنهام.... بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور٬جایی که هیچ مزاحمی نباشه. وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام... بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من اینجاخیلی تنهام... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم.چیزی که بیشتر از این خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه من تنهای تنهام.....

 

                     

 



بازدید : 39
تاریخ : سه شنبه 19 شهريور 1392 زمان : 20:22 | نویسنده : Admin | لینک ثابت | نظرات ()



About Weblog


اگر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم... سوختن حرف کمی نیست آنانکه ساختند سوختند...


Menu

صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


نویسندگان

Admin
asal
برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید