close
متخصص ارتودنسی
عاشقانه ها

❤❤ True Love Stories Never Have Endings ❤❤

این جـــا برای از تو نوشتن هـوا کم اسـت::: دنیـــــا برای از تو نوشتـــــن مرا کم است


آرام تر بـرو که توانی نمانده است
تا آخرین نگاه زمانی نمانده است

بگذار تا که سیر نگاهت کنم حسیـن!
یک لحظه بعد از تو نشانی نمانده است

تو می روی … پس که ؟ عنان گیر من شود
وقتی که هیچ مرد جوانی نمانده است

این گله های گرگ نشستند درکمین
تا با خبر شوند شبانی نمانده است

او رفت و بعد ،شیهه اسبی غریب؛ ماند
شاخه شکست ؛ رایحه عطر سیب ماند

یک تن به جای حضرت یوسف به چاه خفت
اما سری ؛ دریغ . . . به روی صلیب ماند

از آن همه جمال جمیل خدا ؛ فقط
تصویر مات و خاکی شیب الخضیب ماند

دیگر برای بوسه شمشیر جا نبود
حتی لبان دخترکش بی نصیب ماند

درلابلای آن همه فریاد و هلهله
تنها صدای مادری آنجا غریب ماند

صحرا میان شعله صدتازیانه سوخت
پروانه های کوچکِ در این میانه سوخت

یکباره کربلا و مدینه یکی شدند
پهلو و دست و بازو و هم شانه سوخت



بازدید : 160
تاریخ : سه شنبه 13 آبان 1393 زمان : 11:6 | نویسنده : Admin | نظرات ()



About Weblog


اگر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم... سوختن حرف کمی نیست آنانکه ساختند سوختند...


Menu

صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


نویسندگان

Admin
asal
برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید