close
متخصص ارتودنسی
عاشقانه ها

❤❤ True Love Stories Never Have Endings ❤❤

این جـــا برای از تو نوشتن هـوا کم اسـت::: دنیـــــا برای از تو نوشتـــــن مرا کم است


               

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم، چتر نداشتیم، خندیدیم، دویدیم و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.

 

دومین روز بارانی چطور؟

پیش‌بینی‌اش را کرده بودی، چتر آورده بودی، من غافلگیر شدم، سعی می‌کردی من خیس نشوم و شانه سمت

 چپ تو کاملاً خیس بود

سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد میکند،

 حوصله نداشتی سرما بخوری، چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از

 هم دورتر برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
تنها برو!



بازدید : 45
تاریخ : سه شنبه 07 آبان 1392 زمان : 17:48 | نویسنده : Admin | نظرات ()



About Weblog


اگر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم... سوختن حرف کمی نیست آنانکه ساختند سوختند...


Menu

صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


نویسندگان

Admin
asal
برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید